خلاصه قسمت 51 سریال جواهری در قصر
یانگوم پیش شاه رفته و به شاه میگه که نمی تونه درخواستش را قبول کنه و تقاضای انتقال به دفتر بهداری شهر را میکنه که رییس خواجه خبر بیماری پرنس کیونمیاره و ملکه و شاه سریعاًً به بالین پرنس میرن در اونجا دکتر بونگ در حال معالجه پرنس است و از بانو ملازم او سوالهایی می پرسد .دکتر یونگ اعلام میکنه که برای تشخیص بیماری نیاز یه زمان داره و ملکه به این صحبت اعتراض میکنه ولی شاه به ملکه میگه که آرام باشه و چند روز صبر داشته باشه شاه به ملکه میگه چرا شما اینقدر نگران پرنس هستید ، از یانگوم درخواست نمی کنید که از اون مراقبت کنه و ملکه میگه نمی تونم چطور شما حاضر میشود یک بانوی پزشک مراقب او باشد وقتی ولیعهد بیمار شد شما اینطور بی تفاوت نبودید و من به خاطر شکی که به رییس پزشک داشتم به او اجازه دادم که از شما مراقبت بکنه ولی حالا پرنس هم پسر شماست. و طلسم نفرین شده بر روی پرنس را به شاه نشون می دهد و توضیحاتی در مورد دستوری که به یانگوم داده بود میدهد .افسر مین در راه به یانگوم میگه که من همچین چیزی را پیش بینی می کردم و ما نباید برمی گشتیم وحالا که بر گشتیم نباید این در خواست شاه را رد می کردی و یانگوم میگه که به خاطر دکتر شین و بانو لی در خواست شاه را رد کردم یانگوم در حال بیرون رفتن از قصره که شاه او را دیده و با اون صحبت میکنه و به یانگوم میگه که تو اگه اون مشروبها را نمی آوردی من شاه نمی شدم و تو باعث شدی من به قصر بیام و شاه بشم حالا که من شاه شدم میخواهی از اینجا بری مقامات حکومتی(وزیران)در نامه های فراوان خواستار مجازات افسر مین به دلیل نقض قوانین بودن زیرا افسرمین جزء مقامات رسمی بوده و نباید اون دستور مخفی را از ملکه می گرفت وافسر مین تنها کسی بود که با دستور شاه در مورد یانگوم موافق بوده و رییس خواجه اسم افسر مین را میگه و شاه یادش میوفته که افسر مین نفر اول امتحان ملی برای ورود به گاردسلطنتی بوده شاه افسر مین را احضار کرده و در مورد اینکه چرا تو با دستور من موافق بودی در حالیکه همه مخالف بودند توضیح می خواهد و افسر مین توضیح میده که یانگوم به علت کارهایی که کرده وبه علت این که شخصی نیست که دیگران بتوانند از او سوء استفاد بکنند بهتر کسی است که می تواند به عنوان پزشک شما در کنارتان باشد.خبر ملاقات افسر مین به نخست وزیر میرسه و بسیار عصبانی می شود وزیر دو هم نگران وضعیته و میگه ما هم باید با نظر وزیر لی موافقت کنیم واگر نه این به ضررمان تمام می شود یانگوم به بهداری شهر برگشته ومشغول به کار می شود که یک روز می فهمه که یکی از بیمارها آبله داره و سریع اون را پیش رییس بهداری میبره و رییس بهداری هم این بیماری را تایید میکنه از طرفی رییس پزشک (دکتر شین) به شاه اعلام میکنه که بیماری پرنس هم آبله می باشد و ما باید او را قرنطینه بکینم که ملکه بار دیگر به قصر پرنس میره ولی اجازه ورود را به اون نمی دهند زیرا بیماری مسری بوده و در این حین ملکه مادر هم به اونجا امده و به این رفتار ملکه اعتراض میکنه افسر مین مسئول داروخانه با پزشک شین و بقیه افراد داروخانه جلسه می گیرند و افسر مین با اعلام اینکه ممکنه این بیماری در شهر هم وجود داشته باشد به دکتر شین اعلام میکنه که همه داروخانه ها و بهداریهای شهر را برای فهمیدن این موضوع بگردین و یانگوم را پیدا کنید چون بهتر است که یانگوم از پرنس مراقب بکنه ملکه هم برای خوب شدن پرنس دست به دعا میشه در بهداری مرکزی شهر دکتر شین مسئول آنجا را دیده و در مورد اینکه این چه کسی گفته باید گیاهان دارویی را که تائید نشدن به مردم بدین و چرا مردم را بجای قرنطینه به جای دیگری فرستادین سوال می پرسه که به او اعلام میشه که اینها همه نظر یانگوم بود و همگی به مکانی که یانگوم برای درمان بیماران آبله در نظر گرفته می روند وهمه می بینند که یانگوم همراه با بیمارانی که این بیماری مسری را دارند در یک خانه هستند و یانگوم اصلاً ترسی از این بیماری نداره و فقط به مداوای اونها فکر میکنه واین کار یانگوم تأثیر شگرفی بر دکتر شین میزاره از طرف دیگر ملکه با اصرار فراوان به داخل قصر پرنس رفته و مهر مادری خودش را نشان می دهد و شاه نیز به دکتر شین دستور داده که به هر روشی شده باید پرنس کیونگ وون مداوا بشه ملکه از فرط ناراحتی غذا نمی خوره و بی قراری میکنه که بانو مین با یاد آوری جملات یانگوم ، ملکه را به یاد او انداخته و ملکه شخصاً به سراغ یانگوم می رود و مسئولیت درمان پرنس را به او می سپارد و یانگوم هم به کمک دکتر یونگ می آید و مسئولیت درمان پرنس را به عهده می گیره افسر مین خبر موفقیت یانگوم در درمان و پیشگیری آبله در شهر را به شاه می دهد و همچنین خبر اینکه ملکه یانگوم را مسئول درمان پرنس کرده نیز به شاه می رسد و بر اعتبار یانگوم افزوده میشود و همچنین درمان یانگوم موثر بوده و پرنس خوب می شود فردا شاه با وزیران جلسه گرفته و در مورد خدمات شایان یانگوم در خدمت به مملکت صحبت کرده و پاداشهایی به او میدهد و در آخر به یانگوم مقام نهم مقامات رسمی را داده و او را به عنوان پزشک شخصی خود منصوب می کند و مقام نظامی گرفتن یانگوم عکس العمل وزیران را در پی دارد هیئت وزیران تشکیل جلسه داده و ابعاد این دستور را بررسی میکنند و همه ، افسر مین را باعث این دستور می دانند و از اینکه افسر مین حتی با دستور شاه موافقت کرده بسیار ناراحت هستند و برای متقاعد کردن شاه برای برگرداندن حکم پیش او می روند نخست وزیران در مورد لرزشهای سلسله چوسان و این که این دستور منطقی نیست سعی در متقاعد کردن شاه دارند که شاه نیز بدتر لج کرده و مقام هشتم نظامی را به یانگوم می دهد در همین اوصاف دکتر شین (رییس پزشک )نیز وارد شده و از کارهای یانگوم و خلاقیتهای او که صحبت کرده و اعلام میکنه که داروخانه و تمام دکترها با دستور شما موافق هستند و ما از دستورات یانگوم اطاعت خواهیم کرد و شاه با شنیدن این خبر مقام هفتم نظامی به یانگوم اعطا میکنه و این باعث برآشفتگی وزیر لی شده و کمی دیگر اعتراض می کنند که شاه هم مقام ششم صاحب منصبی را به یانگوم عطا میکند ولی یانگوم که اصلاً برای پست و مقام تلاش نمی کنه.