آهنگ جدید و فوق العاده زیبای Katy Perry به نام White Christmas

آهنگ با کيفيت MP3 128

White Christmas

آهنگ با کيفيت OGG 64

White Christmas

 

 

داستان مادر شوهر

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.

 عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
 داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
 دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
 هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
 داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی - وبلاگ : مرجع سرگرمی بلاگفا

کمک از نوع ... !

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و درهمان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند.  همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمیدانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می
تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. اگر ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا آسان
نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و این پاداش را دریافت کنید؟

ستایش خدایی را است بلند مرتبه!

تفاوت در مدیریت !

انگلستان: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود

ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است. 

انگلستان: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند.

 ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود. 

 انگلستان: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.

 ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است. 

 انگلستان: برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند.

ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود.

 انگلستان: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود.

ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده.

انگلستان: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

انگلستان: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است محاکمه شود..

ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد.

انگلستان: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار ميکنند.

ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار ميشوند.

انگلستان: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ميکنند.

ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند.

انگلستان: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است..

ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند.

انگلستان: همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است.

ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد. 

انگلستان: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد.

ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد.

انگلستان: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است..

ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند....

 

چینش عجیب و باورنکردنی سنگها

آقای بیل دان ساکن سانفرانسیسکو ایالات متحده در سال 1994 پی به انرژی خاصی در خود برد که با این انرژی می‌تواند بالانس اجسام را حتی به مقدار ناچیز حس کند.

او با این انرژی خود در این 15 سال دنیا را با حیرت رو به رو کرده است.

او می‌تواند سنگ‌های معمولی و با شیب و اندازه‌های مختلف را با کنترل اعصاب باور نکردنی روی هم سوار کند

 

 

 

ماه محرم

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست

هر کجا می نگرم رنگ رخش جلوه گر است

هر کجا می گذرم جلوه مستانه اوست

هر کسی میل سوی کرببلایش دارد

من چه دانم که چه سریست به در خانه اوست.....

 

پاییز زیبا

فصل پاییز از نیمه هم گذشت وقتی فکرش را می کنم انگار همین دیروز بود که مدرسه ها باز شد و بچه ها به مدرسه می رفتند و الان می بینم که ۲۲ روز از آبان هم گذشته...

بهر حال انشاله که همیشه ایام به کام دوستان باشه و در این زمان که موقع ثبت نام کنکور ارشد نیز است همه در کنکور قبول بشند و بهتر بگم در کنکور زندگیشان موفق باشند

 

قسمت 33 سریال امپراطور دریا

ارباب سول را برای درمان به چانگهی میبرند و حکیم هم ارباب سول معاینه می کنه و همه نگران حال ارباب سول هستند حکیم بعد از معاینه از ارباب سول قطع امید می کنه گونگ بوک ابراز احساسات میکنه و  چی ریانگ هم از دور شاهده گونگ هم میاید اونجا و به رییس موچانگ میگه همه افراد را آماده کنید ما به جینول حمله می کینم اگه من نتونم برای ارباب کاری بکنم وقتی اون مرد بقیه عمرم را افسوس می خورم و اگه نتونم سر ارباب یی و یوم مون را برای ارباب سول بیارم همون بهتر که توی جنگ بمیرم گونگ بوک و افرادش به سمت جینول حمله می کنند ولی می بیند جزیره خالیه و کسی اونجا نیست در همین حال یون چند نفر را دستگیر میکنه از جمله یکی از سر دسته دزدها توی اسیر شده است یون اقرار گیری را شروع میکنه ولی سر دسته میگه ما فقط وظیفه داشتیم اینجا را پاک سازی کنیم و به جزیره سانچونگ بریم ما واقعاً نمی دونیم ارباب یی و یوم مون کجا رفتند . حکیم ارباب سول ر ا معاینه میکنه و میگه که فعلاً خطر رفع شده .ارباب سول به چی ریانگ میگه ما باید به یانگزو بر گردیم . چی ریانگ و ارباب جو میگند با این وضعی که شما دارین نمی تونیم به یانگزو بریم که ارباب سول میگه از حالا دیگه گونگ بوک آرامش خودش را از دست داده و اعصابش خورده و اگه برای تجدید قوا به یانگزو بر نگردیم هم اون و هم افرادمون را از دست می دیم  و ما باید به یانگزو برگردیم در همین جال گونگ بوک هم به اونجا میاید ارباب جو به گونگ بوک میگه که ما باید به یانگزو بر گردیم ولی گونگ بوک میگه اصلاً حرف برگشت را نزنید که من اینجا خیلی کار دارم که چی ریانگ میگه پدرم این را خواسته و در یانگزو بهتر میشه پدر را درمان کرد و اونجا حکیمهای ماهرتری داره و امکانات بیشتر داریم .

 

ادامه نوشته

نظر خواهی

سلام به همه شما دوستان گرامی

مدتی است که از نحوه نگارشم راضی نیستم و مطالبی را که تهیه می کنم به موقع جهت آپ کردن از انها استفاده نمی کنم  البته این بدان منظور نیست که به وبلاگم سر نزنم .

فقط یک نظر خواهی از شما دوستانی که بهم سر می زنید دارم و آن هم اینکه بیشتر دوست دارید در چه زمینه ای به فعالیتم ادامه بدهم .

تصویری از وب گیلان استان زیبای من

اگر خاطرتان باشد یه مدت درباره یانگوم نوشتم الان هم می توانم درباره سریال امپراطور دریا بنویسم . البته دوستان اگر تمایل داشته باشند می توانند در شبکه دبی تی وی هم همه روزه ساعت چهار بعد از ظهر این سریال را بدون سانسور تماشا کنند

من تاکنون سه آپ نیمه کاره داشته ام که به نظر خودم زیاد جالب نبودند.و مجبورا حذفشان کردم به هر حال منتظر جواب شما عزیزان می باشم

انشاله پایان سال 86 را به خوبی پشت سر گذاشته و با روحیه ای شاد به استقبال بهار و عید نوروز روید.

شاد باشید

مهارتهای لازم برای موفقيت از زبان بیل گیتس (رئیس سابق مایکرو سافت )

 

این که تکنولوژی دیجیتال در 30 سال اخیر تقریبا همه را به کارگران اطلاعاتی تبدیل کرده یکی از بزرگ ترین تحولات این سالهاست .

  

گیتس: من در دوران کودکی آموختم که زیاد کتاب بخوانم.

 

این روزها تقریبا همه مردم با هر شغلی برای کارکرد بهینه تشکیلاتشان از نرم افزار استفاده می کنند و با اطلاعات سر و کار دارند؛ از کارگرساده یک مغازه خرده فروشی گرفته که با اسکنر دستی لیست اموال مغازه را کنترل می کند تا مدیری که از نرم افزارهای هوشمند تجاری برای بررسی وضعیت بازار استفاده می کند.

نگاهی به روند پیشرفت نرم افزاری نشان می دهد، میزان توانایی استفاده از نرم افزارها برای موفقیت در دانش اقتصادی دنیای امروز بسیار مهم و تعیین کننده است؛ تا جایی که برخورداری ازدانش کافی ازنرم افزارها و سایر ابزار تجارت اینترنتی به اساس هرحرفه ای تبدیل شده است. البته اهمیت دانستن ریاضیات و علوم نیز بسیار تاثیر گذار است.

اگر به ابزار و وسایلی که در دهه اخیر به بازار عرضه شده اند نگاهی بیندازید، از وسایل جالبی مانند بازیهای ویدیویی و دستگاههای پخش موزیک (مانند ام پی تری پلیر) گرفته تا تلفن های هوشمند و تکنولوژی دارویی همه و همه حاصل فعالیت های علمی و مهندسی هستند.

قدرت نرم افزار

 نرم افزارها به نوعی با مشاغل مهم زمان حال و آینده در ارتباط اند. علاوه بر نرم افزارها، مهارت های ارتباطی و توانایی همکاری صحیح با مردم نیز از جمله عوامل تاثیر گذاربرمشاغل دنیای امروز هستند.

بسیاری از مردم فکر می کنند، ساختن نرم افزاریعنی، کد نویسی آن هم در تنهایی کامل و در دفتر در بسته به دور از مردم. اما این تصور کاملا اشتباه است.

ابداع نرم افزار تقریبا شبیه بقیه نو آوری ها به توانایی ایجاد ارتباط نیاز دارد. لازم است سازنده، ایده هایش را با سایر مردم در میان بگذارد و با مشتریان مذاکره کند تا نظرات و نیازهایشان را بشناسد.

به نظر من عشق و علاقه زیاد به تداوم در امر یادگیری عامل بسیار مهمی است. من در دوران کودکی آموختم که زیاد کتاب بخوانم.

خیلی جالب است که امروزه می توان در باره موضوعات مختلف مورد علاقه به سراغ کامپیوتر رفت.

با وجود کامپیوتر به دست آوردن اطلاعات مورد علاقه و توجه به صورت آنلاین بسیار ساده تر شده است.

من معتقدم که داشتن این نوع کنجکاوی درباره جهان به هرکسی کمک می کند پیشرفت کند. فرقی نمی کند تصمیم داشته باشی چه کاری را دنبال کنی.

بیل گیتس رئیس مایکرو سافت و یکی از بنیانگذاران این بزرگ ترین کمپانی نرم افزاری دنیاست.

او از ژوئیه 2008 به کار روزمره در مایکروسافت خاتمه داده و بیشتر به بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس که در زمینه بهداشت و آموزش در سرتا سر جهان فعال است، می پردازد.